هدف smart، روش های فوق سری رسیدن به اهداف را برملا کرد تاریخ بروزرسانی : 12 شهریور 1399 | تعداد بازدید : 414 | زمان خواندن مقاله : 15دقیقه

هدف smart، روش های فوق سری رسیدن به اهداف را برملا کرد

درباره هدف smart چه میدانید؟
هر کسی در زندگی خود هدف هایی دارد که برای رسیدن به آن تلاش می کند اما ممکن است موفق نشود مثلا خود بنده بزرگترین هدفم انتخاب رشته تحصیلی در دانشگاهی بود که می خواستم اما سال اول موفق به کسب نتیجه مورد نظر نشدم تا این که تصمیم گرفتم در روش خود تغییر ایجاد کنم اما نمی دانستم چگونه. تا اینکه یک روز با کلمه هدف smart برخورد کردم و کنجکاو شدم درباره آن بیشتر بدانم. بعد از خواندن مطلب درباره این روش تصمیم گرفتم هدف گذاری خود را مطابق با آن انجام دهم تا نتیجه را ببینم.

می توانم بگویم که با استفاده از این روش به هدفی که میخواستم نزدیک شدم و از نتیجه ی آن بسیار لذت بردم برای همین تصمیم گرفتم تا من هم مطلبی درباره این روش بنویسم و امیدوارم مورد پسند شما قرار بگیرد.

از صحبت هایی که در ابتدا بیان کردم حتما متوجه شده اید که هدف گذاری به روش اسمارت یک مدل هدف‌گذاری است که احتمال رسیدن به هدفت و موفقیت را افزایش می‌دهد. شاید اغلب شما وقتی این مقاله را می خوانید بگویید:

لطفا بس کنید. درباره ی تنظیم اهداف هیچ حرفی نزنید. من همه چیز را در مورد این موضوع می دانم، می دانم که اهداف باید مثبت باشند، آن ها را بنویسم و اولویت بندی کنم. اما می خواهم به شما بگویم اگر روشی را به خوبی نشناسید به نتیجه بخش  نبودن آن عادت می کنید و طولی نمی کشد که کل روش کاملا فراموش می شود. هر روشی باید نکته به نکته رعایت  و هر روز نکات آن تمرین شود تا در وجود شما ثبت شود.

چرا به هدفم نمی رسم؟

ادامه بحث را می خواهم با این سوال ادامه بدم. به نظر شما چرا ما به هدف هایمان نمی رسیم؟ این سوالی ا‌ست که خیلی از ما در زندگی از خودمان می پرسیم؛ بدون آنکه بدانیم گاهی اوقات مشکل از برنامه‌ریزی و مسیر رسیدن به هدف نیست بلکه مشکل در تعریف خود هدف است! قبل از اینکه بقیه مطلب را بخوانید یک تعریف از هدف برای خود داشته باشید.  کلمه هدف در ذهن شما چه تعریفی دارد؟

تعریف هدف:


هدف در واقع یک آرزو، خواسته یا نتیجه دلخواه است که شما در آینده می‌خواهید به آن برسید و برای به دست آوردن آن نیاز به برنامه‌ دارید. یک هدف ممکن است کلی باشد یا جزئی؛ بلندمدت باشد یا کوتاه‌ مدت. 

به طور مثال: معروف شدن برندمان  برای دو سال آینده تعیین شده که این می شود یک هدف کلی. اما ممکن است بخواهیم که برای 3 ماه آینده یک افزایش 10 درصدی ترافیک در سایت مد نظرمان باشد که می شود یک هدف جزئی.

خب این هم از تعریف هدف. بعد از آن می رسیم به این نکته:
از کجا بفهمیم که کدام هدف درست است؟ 
چرا گاهی در اول راه هدف برایمان بسیار مهم است و با انگیزه شروع می‌کنیم ولی در ادامه ناامید می‌شویم؟ 
چگونه هدف گذاری کنیم که نتیجه خوبی داشته باشد؟
با هدف smart می خواهیم به جواب این سوالات برسیم.

شکل گیری هدف smart :

اواخر قرن 19، فیلسوف آمریکایی به نام آلبرت هابارد متوجه شد که بسیاری از مردم برای رسیدن به خواسته‌های خود هر چه تلاش می‌کنند، شکست میخورند. او فهمید که مشکل افراد عدم تمرکز روی اهدافشان است نه بخاطر اینکه باهوش نیستند یا تنبلی می کنند. در واقع، مردم به  روشی نیاز داشتند که بتوانند خواسته‌هایشان را پله ‌پله مشخص کرده تا انرژی خود را برای موارد پراکنده هدر ندهند. در اواخر قرن بیستم، این روش توسط جورج تی دوران (George T. Doran) معرفی شد.

آقای دوران، مشاور در حوزه مدیریت و مدیر یک شرکت در واشنگتن بود.  او در نوامبر 1981 مقاله‌ ی خود را با عنوان «یک راه هوشمند برای نوشتن اهداف مدیریتی وجود دارد» منتشر کرد.  در واقع این مقاله هدف‌گذاری SMART را که نگاه جدیدی به روش انتخاب اهداف داشت، معرفی کرد. روش اسمارت (SMART) برخلاف اسمش که عجیب و کمی گول زن به حساب میرسد قرار نیست یک الگوریتم خفن و پیچیده ارائه دهد که درست یا غلط بودن هدفتان را مشخص کند بلکه یک روش پله پله برای رسیدن به اهداف را مشخص می کند و  از حروف اول 5 کلمه گرفته شده است که هر کدام به یک ویژگی اشاره دارند. 

5 ویژگی کلمه اسمارت:


Specific (مشخص بودن):

شما باید بدانید دقیقا  می خواهید چه چیزی به دست آورید؟ هر چه بیشتر توضیح دهید شانس بیشتری برای بدست آوردن آن دارید. در اهداف SMART بین «می خواهم میلیاردر شوم» و « می‌خواهم تا ده سال آینده به درآمد ماهیانه 50 میلیون تومان در ماه با تولید و فروش نرم افزار دست پیدا کنم» تفاوت زیادی وجود دارد. در اینجا باید یکسری سوال در هنگام تعیین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت از خود بپرسید:

  • من دقیقا چه چیز می خواهم بدست بیاورم؟
  • کجا؟
  • چطور؟
  • چه وقت؟
  • با چه کسی؟
  • موانع و محدودیت‌های سر راه من چیست؟
  • برای اینکه به این هدف برسم دقیقا باید چه کار کنم؟ راه‌های جایگزین برای دستیابی به این هدف چیست؟


Measurable (قابل اندازه گیری):

در قدم بعدی شما باید بتوانید اندازه بگیرید که چه قدر به سمت هدفتان پیش رفته‌اید. معیار رسیدن شما به هدفتان باید قابل ‌اندازه‌گیری باشد تا بدانید هرروز و هرلحظه در چه وضعیتی هستید و چقدر به هدف خود نزدیک شده‌اید.

با یک مثال برای شما این مطلب را روشن می کنم :
فرض کنید تعیین می‌کنید که در تمام امتحانات خود حداقل نمره‌ی ۱۴ بگیرید.خب حالا باید مشخص کنید که برای گرفتن نمره‌ی ۱۴ باید چند صفحه کتاب مطالعه کرد؟ با چه کیفیتی مطالعه انجام شود؟ امروز چند صفحه باید مطالعه کنید؟ 

با استفاده از جادوی گیمیفیکیشن  انگیزه کاری کارکنانتان را افزایش دهید.

Attainable (دست یافتنی):

حالا نوبت آن است که از خود بپرسید که آیا اصلا هدف من دست‌یافتنی است؟ منظور من این است که بررسی کنید آیا هدف مورد نظرتان برای شما واقعا قابل دستیابی است.  در واقع باید ببینید تلاش، زمان و دیگر هزینه هایی که برای رسیدن به هدفتان انجام می دهید در مقابل فواید، تعهدات و دیگر اولویتهای زندگیتان ارزش دارد. اگر خواسته شما قابل دستیابی نباشد، احتمال شکست افزایش پیدا می کند.

اما صبر کنید! این بدین معنی نیست که نمی ‌توانید هدف ‌های بزرگی  که در نظر دیگران غیر ممکن به نظر می ‌آید را برای خود مشخص نکنید! اتفاقاً می ‌توانید بلند پرواز باشید. ولی ابتدا باید به طور واقع‌گرایانه ببینید که این خواسته شما به چه منابعی نیاز دارد، چه امکاناتی می خواهد و چه توانمندی ‌هایی را باید در خودتان ایجاد کنید. دقت کنید که از هدف‌های تخیلی و غیر‌ واقعی صحبت نمی کنیم. در اینجا راجع به هدف‌هایی صحبت می‌کنیم که خیلی بزرگ هستند ولی غیر ممکن نیستند. یعنی شما احتمالاً در زمان حال توانایی انجام آن را ندارید، ولی با این حساب مشتاقید که در آینده به آن برسید.

با این هدف‌ها چه می‌کنید؟
درا بتدا باید هدف‌ را خرد کنید و به هدف‌های کوچک‌ترتقسیم کنید؛ چون همان طور که می دانید رسیدن به هدف‌های کوچک‌ راحت‌تر است. بعد یکی یکی برای هدف‌‌های کوچک‌ تر برنامه‌‌ریزی کنید و به هر هدف که رسیدید برای خود جشن بگیرید. بالاخره هر راه طولانی از قدم های کوچک تشکیل می‌ شود! می دانید خوبی این کار چیست؟ وقتی که به هر هدف کوچک می ‌رسید، پیشرفت خود را حس می‌کنید و این احساس پیشرفت به آدم انگیزه بیشتری می‌ دهد که راهی راکه انتخاب کرده است، ادامه دهد.

خرد کردن هدف کمک می‌کند که ناخودآگاهِ شما بداند همه چیز مرتب است! نیازی نیست روزی صد بار وضعیت الان را با هدف نهایی مقایسه کنید و ناامید شوید، بلکه هدف الان را، فقط با پله بعدی مقایسه می‌کنید! هدف‌های کوچک در مسیر اهداف بزرگ هستند که شما را به نتیجه نزدیک می‌کند.


Realistic (مرتبط):

مورد بعدی این است که هدف شما باید با اهداف دیگری که دارید، همخوانی داشته باشد و دقت کنید که این خواسته باید مناسب شخصیت، نیاز و روحیات شما باشد.کافیست بدانید چرا باید انجامش دهید. 

از خودتان بپرسید: آیا این هدف همانی است که شما می خواهید یا نیاز دارید؟ فکر کنید که به هدفتان رسیده اید، آن وقت چه تغییری در شرایط شما به وجود می‌ آید؟ آیا این تغییر خوشحالتان می‌کند؟ آن را بخاطر اینکه بقیه از شما خواسته‌ اند، انجام می دهید یا به خاطر این که دیگران هم این کار را انجام می ‌دهند تصمیم گرفته اید چنین هدفی برای خود انتخاب کنید؟

این سوالات برای شما مشخص می‌کند که چرا باید این هدف را انتخاب کنید.
وقتی پاسخ این سوال‌ها را بدهید متوجه همخوانی آن با دیگر اهدافتان و حتی مناسب بودن آن با روحیه و شخصیت خود می شوید.
 

Timely (زمان بندی شده):


به نظر من زمان پول است!  برای انجام هر کاری یک برنامه ریزی عملی لازم است. چرا که داشتن یک جدول زمانی شما را به فعالیت
وا می دارد. پس جدول زمانی خود را تنظیم و مطابق آن عمل کنید.

اغلب میبینید که بسیاری از افراد در شروع سال اهدافی را برای خود برمی‌گزینند و به روی کاغذ می‌آورند، اما آن را در پوشه‌ای بایگانی کرده تا پایان سال هم به آن مراجعه نمی‌کنند. وقتی هدفی را انتخاب می کنید، باید با استفاده از یک جدول زمان ‌بندی ‌شده، مدام آن را وارسی کنید و از آخرین وضعیت خود باخبر باشید. به‌ این ‌ترتیب، اگر پیشرفتی داشته باشید، احساس رضایت خواهید داشت و به ادامه ‌ی راه ترغیب می‌شوید واگر احیانا به بیراهه رفته باشید باید به سرعت، خود را به مسیر درستی که داشتید هدایت کنید.

شاید برایتان سوال پیش بیاید که برای هر کار چقدر زمان بگذارم؟ 
باید زمانی که مشخص می کنید معقول باشد. نه خیلی طولانی مدت برنامه ‌ریزی کنید که کاراییتان کم شود (چون وقت طلاست!)، نه خیلی فشرده که اگر هر کار کوچکی در این میان پیش بیاید مجبور شوید کارتان را عقب بیندازید و بدقول شوید.

 

چه مدیرانی از هدف smart  استفاده کرده اند؟

حالا دیگر می‌دانید که هدف smart  چگونه انتخاب می‌شود و چه ویژگی‌ هایی دارد. اکنون می خواهیم افراد موفقی که در دنیا  از همین تکنیک استفاده کرده اند را بشناسیم. 

جف پراکتر مالک مدیر شرکت  DollarSprout

جف پراکتر می گوید: من به عنوان مدیر تیم تولید محتوا هر هفته از هدف گذاری SMART استفاده می‌کنم تا امور کارم را روان ‌تر پیش ببرم.

برای مثال یکی از هدف‌های من این است:
من می‌خواهم در طول 2 ماه آینده ترافیک طبیعی سایت  موتور جست و جو را 10% افزایش دهم. این کار قرار است با بهینه کردن محتوای سایت و ایجاد 10  بک‌ لینک با کیفیت انجام شود.

  • مشخص بودن هدف: افزایش 10 درصدی بر موتور جست‌و‌جو تا 2 ماه آینده.
  • قابل اندازه‌گیری بودن: ایجاد 10 بک ‌لینک که قابل اندازه‌گیری است.
  • در دسترس بودن: اگر همه تیم با هم تلاش کنیم می‌توانیم به این هدف برسیم.
  • مرتبط و مناسب بودن آن:  موتور جست‌‌و‌جو مهم ‌ترین منبع ترافیک برای کسب ‌و ‌کار ماست که مستقیماً بر موفقیت ما تأثیر دارد.
  • داشتن بازه زمانی: در طول 2 ماه آینده باید به این هدف برسیم.


ملانیا بالک مدیر استراتژی شرکت رسانه

ایشان از هدف smart برای کار با مشتری‌هایش استفاده کرد. او در مثالی گفته است با افزایش ترافیک وبسایت خود سعی می‌کنیم مشتریان را افزایش دهیم.

به طور دقیق یکی از هدف‌های ما این است که تا ماه می 300000 بازدیدکننده جدید در هر ماه داشته باشیم.

  • مشخص بودن هدف: نتیجه و زمان هدف مشخص  و توسط تیمی که داریم انجام می‌شود.
  • قابل اندازه‌گیری بودن: اندازه گیری در Google Analytics.
  • در دسترس بودن: بازدید سایت ما باید 20٪ از بازدید فعلی بیشتر شود.شاید کمی بلند پروازی  به نظر آید ولی در زمان سه ماه و با بودجه اضافی قابل انجام است.
  • مرتبط و مناسب بودن آن:  با اهداف دیگر شرکت متناقض نیست.
  • داشتن بازه زمانی: ما سه ماه برای این هدف در نظر گرفتیم.

کلام آخر:

در پایان فراموش نکنید که هدف smart  قابل تغییر است! پس هر چند وقت یکبار هدفتان را باز بینی کنید. هر چه به پیش می‌روید از تجربه‌های خود و دیگران یاد بگیرید. تا هر جایی که لازم است هدف خود را اصلاح کنید. خواسته‌های آدم و همچنین شرایط اطراف تغییر می‌کند. ممکن است چیزی که 2 سال پیش هدفتان بوده دیگر به کارتان نیاید. با این کار شما دو عمل ارزیابی و بازبینی را انجام می‌دهید که به SMART اضافه شده است.

پس ما وقتی می‌توانیم به آرزوهایمان برسیم که یک هدف روشن داشته باشیم، تا به نتایج مشخص تبدیل شوند. هدف های مبهم ، همیشه در حد یک خواسته باقی می‌مانند. امیدوارم شما هم بتوانید با هدف smart اهداف درستی برای خود و کسب‌وکارتان انتخاب کنید و به آن‌ها برسید.

اگر دوست داشتید، به ما بگویید که هدف اولیه خود، تا چه حد نیاز به اصلاح دارد؟ آیا توانستید هدفتان را به هدف بهتری تبدیل کنید؟ 


توضیحاتی در مورد نویسنده این مقاله :
مرضیه فتاحی مرضیه فتاحی

کارشناس کامپیوتر گرایش نرم افزار..... نویسندگی،تجربه ای انفرادی است یعنی به اشتراک گذاری.... این بخشی از ذات انسان است که بخواهد مسائل را به اشتراک بگذارد ازجمله:افکار،ایده ها،عقاید


نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد .
برای ارسال نظر نیاز است وارد سایت شوید. در صورت نداشتن حساب کاربری عضو شوید.